سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 54غزل شمارهٔ 54شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: ستاستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسرو چمن پیش اعتدال تو پست استروی تو بازار آفتاب شکستهست2نقل کریںشمع فلک با هزار مشعل انجمپیش وجودت چراغ بازنشستهست3نقل کریںتوبه کند مردم از گناه به شعباندر رمضان نیز چشمهای تو مست است4نقل کریںاین همه زورآوری و مردی و شیریمرد ندانم که از کمند تو جستهست5نقل کریںاین یکی از دوستان به تیغ تو کشتهستوان دگر از عاشقان به تیر تو خستهست6نقل کریںدیده به دل میبرد حکایت مجنوندیده ندارد که دل به مهر نبستهست7نقل کریںدست طلب داشتن ز دامن معشوقپیش کسی گو کش اختیار به دست است8نقل کریںبا چو تو روحانیی تعلق خاطرهر که ندارد دواب نفسپرست است9نقل کریںمنکر سعدی که ذوق عشق نداردنیشکرش در دهان تلخ کبست است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدیدارِ تو حلِّ مشکلات استصبر از تو خلافِ ممکنات استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 53اگلی نظممجنون عشق را دگر امروز حالت استکاسلام دین لیلی و دیگر ضلالت استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 55آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظممجنون عشق را دگر امروز حالت استکاسلام دین لیلی و دیگر ضلالت استسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 55