سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 247غزل شمارهٔ 247شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: نندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبا دوست باش گر همه آفاق دشمنندکاو مرهم است اگر دگران نیش میزنند22نقل کریںای صورتی که پیش تو خوبان روزگارهمچون طلسم پای خجالت به دامنند33نقل کریںیک بامداد اگر بخرامی به بوستانبینی که سرو را ز لب جوی برکنند44نقل کریںتلخ است پیش طایفهای جور خوبرویاز معتقد شنو که شکر میپراکنند55نقل کریںای متقی گر اهل دلی دیدهها بدوزکاینان به دل ربودن مردم معینند66نقل کریںیا پردهای به چشم تأمل فروگذاریا دل بنه که پرده ز کارت برافکنند77نقل کریںجانم دریغ نیست ولیکن دل ضعیفصندوق سِرّ توست نخواهم که بشکنند88نقل کریںحسن تو نادر است در این عهد و شعر منمن چشم بر تو و همگان گوش بر منند99نقل کریںگویی جمال دوست که بیند چنان که اوستالا به راه دیده سعدی نظر کنند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمندسروران بر در سودای تو خاک قدمندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 246اگلی نظمشوخی مکن ای یار که صاحبنظرانندبیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 248◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبمهدی سروریحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمندسروران بر در سودای تو خاک قدمندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 246
اگلی نظمشوخی مکن ای یار که صاحبنظرانندبیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 248