سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزلِ شمارهٔ 118غزلِ شمارهٔ 118شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انیشنیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجان ندارد هر که جانانیش نیستتنگعیشست آن که بستانیش نیست22نقل کریںهر که را صورت نبندد سِرِّ عشقصورتی دارد ولی جانیش نیست33نقل کریںگر دلی داری به دلبندی بدهضایع آن کشور که سلطانیش نیست44نقل کریںکامران آن دل که محبوبیش هستنیکبخت آن سَر که سامانیش نیست55نقل کریںچشمِ نابینا زمین و آسمانزان نمیبیند که انسانیش نیست66نقل کریںعارفان درویشِ صاحبدرد راپادشا خوانند گر نانیش نیست77نقل کریںماجرایِ عقل پرسیدم ز عشقگفت معزولست و فرمانیش نیست88نقل کریںدردِ عشق از تندرستی خوشترستگرچه بیش از صبر درمانیش نیست99نقل کریںهر که را با ماهرویی سَر خوشستدولتی دارد که پایانیش نیست1010نقل کریںخانه زندانست و تنهایی ضلالهر که چون سعدی گلستانیش نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیستگر امید وصل باشد همچنان دشوار نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 117اگلی نظمهر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیستپنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 119◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیستگر امید وصل باشد همچنان دشوار نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 117
اگلی نظمهر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیستپنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 119