سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 204غزل شمارهٔ 204شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: یننباشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگر گویمت که سروی سرو این چنین نباشدور گویمت که ماهی مه بر زمین نباشد22نقل کریںگر در جهان بگردی و آفاق درنوردیصورت بدین شگرفی در کفر و دین نباشد33نقل کریںلعل است یا لبانت، قند است یا دهانتتا در برت نگیرم، نیکم یقین نباشد44نقل کریںصورت کنند زیبا بر پرنیان و دیبالیکن بر ابروانش سحر مبین نباشد55نقل کریںزنبور اگر میانش باشد بدین لطیفیحقا که در دهانش این انگبین نباشد66نقل کریںگر هر که در جهان را شاید که خون بریزیبا یار مهربانت باید که کین نباشد77نقل کریںگر جان نازنینش در پای ریزی ای دلدر کار نازنینان جان نازنین نباشد88نقل کریںور زان که دیگری را بر ما همیگزیندگو برگزین که ما را بر تو گزین نباشد99نقل کریںعشقش حرام بادا بر یار سروبالاتردامنی که جانش در آستین نباشد1010نقل کریںسعدی به هیچ علت روی از تو برنپیچدالا گرش برانی علت جز این نباشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 203اگلی نظماگر سروی به بالای تو باشدنه چون بَشْنِ دلارای تو باشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 205◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشدغم قصد جان ما کرد گفتا خود این نباشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 854◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبمحمدرضاکاکائیحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشدغم قصد جان ما کرد گفتا خود این نباشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 854