سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 204غزل شمارهٔ 204شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: یننباشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر گویمت که سروی سرو این چنین نباشدور گویمت که ماهی مه بر زمین نباشد2نقل کریںگر در جهان بگردی و آفاق درنوردیصورت بدین شگرفی در کفر و دین نباشد3نقل کریںلعل است یا لبانت، قند است یا دهانتتا در برت نگیرم، نیکم یقین نباشد4نقل کریںصورت کنند زیبا بر پرنیان و دیبالیکن بر ابروانش سحر مبین نباشد5نقل کریںزنبور اگر میانش باشد بدین لطیفیحقا که در دهانش این انگبین نباشد6نقل کریںگر هر که در جهان را شاید که خون بریزیبا یار مهربانت باید که کین نباشد7نقل کریںگر جان نازنینش در پای ریزی ای دلدر کار نازنینان جان نازنین نباشد8نقل کریںور زان که دیگری را بر ما همیگزیندگو برگزین که ما را بر تو گزین نباشد9نقل کریںعشقش حرام بادا بر یار سروبالاتردامنی که جانش در آستین نباشد10نقل کریںسعدی به هیچ علت روی از تو برنپیچدالا گرش برانی علت جز این نباشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 203اگلی نظماگر سروی به بالای تو باشدنه چون بَشْنِ دلارای تو باشدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 205زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشدغم قصد جان ما کرد گفتا خود این نباشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 854آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبمحمدرضاکاکائیحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشدغم قصد جان ما کرد گفتا خود این نباشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 854