سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 481غزل شمارهٔ 481شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: یراوصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصید بیابان عشق چون بخورَد تیرِ اوسر نتواند کشید، پای ز زنجیر او2نقل کریںگو به سنانم بدوز یا به خدنگم بزنگر به شکار آمدهست دولت نخجیر او3نقل کریںگفتم «از آسیب عشق، روی به عالم نهم»عرصهٔ عالم گرفت، حسنِ جهانگیر او4نقل کریںبا همه تدبیر خویش، ما سپر انداختیمروی به دیوار صبر، چشم به تقدیر او5نقل کریںچارهٔ مغلوب نیست جز سپر انداختنچون نتواند که سر، در کشد از تیرِ او6نقل کریںکشتهٔ معشوق را درد نباشد که خلقزنده به جانند و ما زنده به تأثیر او7نقل کریںاو به فغان آمدهست زین همه تعجیلِ ماای عجب و ما به جان، زین همه تأخیر او8نقل کریںدر همه گیتی نگاه کردم و باز آمدمصورت کس خوب نیست پیش تصاویر او9نقل کریںسعدی شیرینزبان! این همه شور از کجا؟شاهد ما آیتیست وین همه تفسیر او10نقل کریںآتشی از سوز عشق، در دل داوود بودتا به فلک میرسد بانگ مزامیر او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم به عقل پای برآرم ز بند اوروی خلاص نیست به جهد از کمند اوسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 480اگلی نظمهر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی اوبینش ما نیاورد طاقت حسن روی اوسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 482آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم به عقل پای برآرم ز بند اوروی خلاص نیست به جهد از کمند اوسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 480
اگلی نظمهر که به خویشتن رود ره نبرد به سوی اوبینش ما نیاورد طاقت حسن روی اوسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 482