سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 238غزل شمارهٔ 238شاعر: سعدیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ربرکندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکندبرقع برافکن تا بهشت از حور زیور برکند2نقل کریںزان روی و خال دلستان برکش نقاب پرنیانتا پیش رویت آسمان آن خال اختر برکند3نقل کریںخلقی چو من بر روی تو آشفته همچون موی توپای آن نهد در کوی تو کاول دل از سر برکند4نقل کریںزان عارض فرخنده خو نه رنگ دارد گل نه بوانگشت غیرت را بگو تا چشم عبهر برکند5نقل کریںما خار غم در پای جان در کویت ای گلرخ روانوان گه که را پروای آن کز پای نشتر برکند6نقل کریںماه است رویت یا ملک قند است لعلت یا نمکبنمای پیکر تا فلک مهر از دوپیکر برکند7نقل کریںباری به ناز و دلبری گر سوی صحرا بگذریواله شود کبک دری طاووس شهپر برکند8نقل کریںسعدی چو شد هندوی تو هل تا پرستد روی توکاو خیمه زد پهلوی تو فردای محشر برکند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیار باید که هر چه یار کندبر مراد خود اختیار کندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 237اگلی نظمکسی که روی تو بیند، نگه به کس نکندز عشق سیر نباشد، ز عیش بس نکندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 239آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمکسی که روی تو بیند، نگه به کس نکندز عشق سیر نباشد، ز عیش بس نکندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 239