صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 572

غزل شمارهٔ 572

شاعر: سعدی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نمیبری

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
این چه رفتار است کآرامیدن از من می‌بری؟
هوشم از دل می‌ربایی عقلم از تن می‌بری
22
باغ و لالستان چه باشد؟ آستینی برفشان
باغبان را گو «بیا» گر گل به دامن می‌بری
33
روز و شب می‌باشد آن ساعت که همچون آفتاب
می‌نمایی روی و دیگر باز روزن می‌بری
44
مویت از پس تا کمرگه، خوشه‌ای بر خرمن است
زینهار! آن خوشه پنهان کن که خرمن می‌بری
55
دل به عیاری ببردی ناگهان از دست من
دزد، شب گردد، تو فارغ، روز روشن می‌بری
66
گر تو برگردیدی از من، بی‌گناه و بی‌سبب
تا مگر من نیز برگردم، غلط، ظن می‌بری
77
چون نیاید دود از آن خرمن که آتش می‌زنی
یا ببندد خون از این موضع که سوزن می‌بری
88
این طریق دشمنی باشد نه راه دوستی
کآبروی دوستان در پیش دشمن می‌بری
99
عیب مسکینی مکن افتان و خیزان در پی‌ات
کآن نمی‌آید تو زنجیرش به گردن می‌بری
1010
سعدیا گفتار شیرین پیشِ آن کام و دهان
دُر به دریا می‌فرستی زر به معدن می‌بری
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تو اگر به حسن، دعوی بکنی، گواه داری

که جمال سرو بستان و کمال ماه داری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 571

اگلی نظم

تو در کمند نیفتاده‌ای و معذوری

از آن به قوت بازوی خویش مغروری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 573

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00