سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 169غزل شمارهٔ 169شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اچهغمداردصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتو را ز حال پریشان ما چه غم دارداگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد22نقل کریںتو را که هر چه مرادست میرود از پیشز بی مرادی امثال ما چه غم دارد33نقل کریںتو پادشاهی گر چشم پاسبان همه شببه خواب درنرود پادشا چه غم دارد44نقل کریںخطاست این که دل دوستان بیازاریولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد55نقل کریںامیر خوبان آخر گدای خیل توایمجواب ده که امیر از گدا چه غم دارد66نقل کریںبکی العذول علی ماجری لاجفانیرفیق غافل از این ماجرا چه غم دارد77نقل کریںهزار دشمن اگر در قفاست عارف راچو روی خوب تو دید از قفا چه غم دارد88نقل کریںقضا به تلخی و شیرینی ای پسر رفتستتو گر ترش بنشینی قضا چه غم دارد99نقل کریںبلای عشق عظیمست لاابالی راچو دل به مرگ نهاد از بلا چه غم دارد1010نقل کریںجفا و هر چه توانی بکن که سعدی راکه ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکس این کند که دل از یار خویش بردارد؟مگر کسی که دل از سنگ سختتر داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168اگلی نظمغلام آن سبکروحم که با من سر گران داردجوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 170◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیمصطفی حسینی کوملهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکس این کند که دل از یار خویش بردارد؟مگر کسی که دل از سنگ سختتر داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168
اگلی نظمغلام آن سبکروحم که با من سر گران داردجوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان داردسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 170