سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 429غزل شمارهٔ 429شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: امتبرومصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتو مپندار کز این در به ملامت برومدلم اینجاست بده تا به سلامت بروم2نقل کریںترک سر گفتم از آن پیش که بنهادم پاینه به زرق آمدهام تا به ملامت بروم3نقل کریںمن هوادار قدیمم بدهم جان عزیزنو ارادت نه که از پیش غرامت بروم4نقل کریںگر رسد از تو به گوشم که بمیر ای سعدیتا لب گور به اعزاز و کرامت بروم5نقل کریںور بدانم به در مرگ که حشرم با توستاز لحد رقص کنان تا به قیامت بروم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه از چینم حکایت کن نه از رومکه من دل با یکی دارم در این بومسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 428اگلی نظمبه تو مشغول و با تو همراهموز تو بخشایش تو میخواهمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 430آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنه از چینم حکایت کن نه از رومکه من دل با یکی دارم در این بومسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 428