سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 529غزل شمارهٔ 529شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ابرداشتیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںسست پیمانا به یک ره دل ز ما برداشتیآخر ای بد عهد سنگین دل چرا برداشتی22نقل کریںنوع تقصیری تواند بود ای سلطان عشقتا به یک ره سایه لطف از گدا برداشتی33نقل کریںگفته بودی با تو در خواهم کشیدن جام وصلجرعهای ناخورده شمشیر جفا برداشتی44نقل کریںخاطر از مهر کسان برداشتم از بهر توچون تو را گشتم تو خود خاطر ز ما برداشتی55نقل کریںلعل دیدی لاجرم چشم از شبه بردوختیدُر پسندیدی و دست از کهربا برداشتی66نقل کریںشمع بَر کردی چراغت بازنامد در نظرگل فرا دست آمدت مهر از گیا برداشتی77نقل کریںدوست بردارد به جرمی یا خطایی دل ز دوستتو خطا کردی که بی جرم و خطا برداشتی88نقل کریںعمرها در زیر دامن برد سعدی پای صبرسر ندیدم کز گریبان وفا برداشتی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیاد میداری که با من جنگ در سر داشتیرای رای توست خواهی جنگ خواهی آشتیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 528اگلی نظمندیدمت که بکردی وفا بدان چه بگفتیطریق وصل گشادی من آمدم تو برفتیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 530◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیاد میداری که با من جنگ در سر داشتیرای رای توست خواهی جنگ خواهی آشتیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 528
اگلی نظمندیدمت که بکردی وفا بدان چه بگفتیطریق وصل گشادی من آمدم تو برفتیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 530