سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 99غزل شمارهٔ 99شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: مدوستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںصبح میخندد و من گریهکنان از غم دوستای دم صبح چه داری خبر از مقدم دوست2نقل کریںبر خودم گریه همیآید و بر خندهٔ توتا تبسّم چه کنی بیخبر از مَبْسَم دوست3نقل کریںای نسیم سحر از من به دلارام بگویکه کسی جز تو ندانم که بوَد محرم دوست4نقل کریںگو کمِ یار برای دل اغیار مگیردشمن این نیک پسندد که تو گیری کم دوست5نقل کریںتو که با جانب خصمت به ارادت نظرستبه که ضایع نگذاری طرف معظم دوست6نقل کریںمن نه آنم که عدو گفت، تو خود دانی نیککه ندارد دل دشمن خبر از عالم دوست7نقل کریںنی نی ای باد مرو حال من خسته مگویتا غباری ننشیند به دل خرم دوست8نقل کریںهر کسی را غم خویشست و دل سعدی راهمه وقتی غم آن تا چه کند با غم دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم مگر به خواب ببینم خیال دوستاینک علی الصباح نظر بر جمال دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 98اگلی نظماین مطرب از کجاست که برگفت نام دوست؟تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبمحمدرضاکاکائیحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم مگر به خواب ببینم خیال دوستاینک علی الصباح نظر بر جمال دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 98
اگلی نظماین مطرب از کجاست که برگفت نام دوست؟تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 100