سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 348غزل شمارهٔ 348شاعر: سعدیوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: ایلصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشم خدا بر تو ای بدیعشمایل!یارِ من و شمعِ جمع و شاهِ قبایل!2نقل کریںجلوهکنان میروی و باز میآییسرو ندیدم بدین صفت متمایل3نقل کریںهر صفتی را دلیل معرفتی هستروی تو بر قدرت خدای دلایل4نقل کریںقصهٔ لیلی مخوان و غصهٔ مجنونعهد تو منسوخ کرد ذکر اوایل5نقل کریںنام تو میرفت و عارفان بشنیدندهر دو به رقص آمدند سامع و قایل6نقل کریںپرده چه باشد میان عاشق و معشوقسدِ سکندر نه مانع است و نه حایل7نقل کریںگو همه شهرم نگه کنند و ببیننددست در آغوش یار کرده حمایل8نقل کریںدور به آخر رسید و عمر به پایانشوق تو ساکن نگشت و مهر تو زایل9نقل کریںگر تو برانی، کَسم شفیع نباشدره به تو دانم، دگر به هیچ وسایل10نقل کریںبا که نگفتم حکایت غم عشقتاین همه گفتیم و حل نگشت مسائل11نقل کریںسعدی از این پس، نه عاقلست، نه هشیارعشق بچربید بر فنون فضایل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجزای آن که نگفتیم شکر روز وصالشب فراق نخفتیم لاجرم ز خیالسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 347اگلی نظمبیدل گمان مبر که نصیحت کند قبولمن گوش استماع ندارم، لِمَنْ یقول؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 349آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجزای آن که نگفتیم شکر روز وصالشب فراق نخفتیم لاجرم ز خیالسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 347
اگلی نظمبیدل گمان مبر که نصیحت کند قبولمن گوش استماع ندارم، لِمَنْ یقول؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 349