سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 258غزل شمارهٔ 258شاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیہ: وشبودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا راحت از زندگی دوش بودکه آن ماهرویم در آغوش بود2نقل کریںچنان مست دیدار و حیران عشقکه دنیا و دینم فراموش بود3نقل کریںنگویم می لعل شیرینگوارکه زهر از کف دست او نوش بود4نقل کریںندانستم از غایت لطف و حسنکه سیم و سمن یا بر و دوش بود5نقل کریںبه دیدار و گفتار جانپرورشسراپای من دیده و گوش بود6نقل کریںنمیدانم این شب که چون روز شدکسی باز داند که با هوش بود7نقل کریںمؤذن غلط کرد بانگ نمازمگر همچو من مست و مدهوش بود8نقل کریںبگفتیم و دشمن بدانست و دوستنماند آن تحمل که سرپوش بود9نقل کریںبه خوابش مگر دیدهای سعدیازبان درکش امروز کآن دوش بود10نقل کریںمبادا که گنجی ببیند فقیرکه نتواند از حرص خاموش بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز دست دوست هر چه ستانی شکر بودوز دست غیر دوست تبرزد تبر بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257اگلی نظمناچار هر که صاحب روی نکو بودهر جا که بگذرد همه چشمی در او بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 259آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیفرشید ربانیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز دست دوست هر چه ستانی شکر بودوز دست غیر دوست تبرزد تبر بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257
اگلی نظمناچار هر که صاحب روی نکو بودهر جا که بگذرد همه چشمی در او بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 259