سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37غزل شمارهٔ 37شاعر: سعدیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ارتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمپندار از لب شیرین عبارتکه کامی حاصل آید بیمرارت2نقل کریںفراق افتد میان دوستدارانزیان و سود باشد در تجارت3نقل کریںیکی را چون ببینی کشتهٔ دوستبه دیگر دوستانش ده بشارت4نقل کریںندانم هیچکس در عهد حسنتکه بادل باشد الا بیبصارت5نقل کریںمرا آن گوشهٔ چشم دلاویزبه کشتن میکند گویی اشارت6نقل کریںگر آن حلوا به دست صوفی افتدخداترسی نباشد روز غارت7نقل کریںعجب دارم درون عاشقان راکه پیراهن نمیسوزد حرارت8نقل کریںجمال دوست چندان سایه انداختکه سعدی ناپدید ست از حقارت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبندهوار آمدم به زنهارتکه ندارم سلاح پیکارتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36اگلی نظمچه دلها بردی ای ساقی به ساق فتنهانگیزتدریغا بوسهْ چندی بر زنخدان دلاویزتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمچه دلها بردی ای ساقی به ساق فتنهانگیزتدریغا بوسهْ چندی بر زنخدان دلاویزتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38