سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 532غزل شمارهٔ 532شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: دیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچون خراباتی نباشد زاهدی؟کهش به شب از در درآید شاهدی22نقل کریںمحتسب گو تا ببیند روی دوستهمچو محرابی و من چون عابدی33نقل کریںچون من آب زندگانی یافتمغم نباشد گر بمیرد حاسدی44نقل کریںآنچه ما را در دل است از سوز عشقمینشاید گفت با هر باردی55نقل کریںدوستان گیرند و دلداران ولیکمهربان نشناسد الا واحدی66نقل کریںاز تو روحانیترم در پیش دلنگذرد شبهای خلوت واردی77نقل کریںخانهای در کوی درویشان بگیرتا نماند در محلت زاهدی88نقل کریںگر دلی داری و دلبندیت نیستپس چه فرق از ناطقی تا جامدی؟99نقل کریںگر به خدمت قائمی خواهی، منمور نمیخواهی، به حسرت قاعدی1010نقل کریںسعدیا گر روزگارت میکُشدگو بکُش بر دست سیمینساعدی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای از بهشت جزوی و از رحمت آیتیحق را به روزگار تو با ما عنایتیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 531اگلی نظمای باد بامدادی خوش میروی به شادیپیوند روح کردی پیغام دوست دادیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 533◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزشت و نافرهخته و نابخردیآدمی رویی و در باطن بدیرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 100آفتابا سوی مه رویان شدیچرخ را چون ذرهها برهم زدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2907◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای از بهشت جزوی و از رحمت آیتیحق را به روزگار تو با ما عنایتیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 531
اگلی نظمای باد بامدادی خوش میروی به شادیپیوند روح کردی پیغام دوست دادیسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 533
زشت و نافرهخته و نابخردیآدمی رویی و در باطن بدیرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 100