سعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 11قطعه شمارهٔ 11شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: هاناتشصنف: قطعهصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبس ای غلام بدیعالجمال شیرینکارکه سوز عشق تو انداخت در جهان آتش22نقل کریںبه نفط گنده چه حاجت که بر دهان گیریتو را خود از لب لعلست در دهان آتش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو آن نهای که به جور از تو روی برپیچندگناه تست و من استادهام به استغفارسعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 10اگلی نظمآن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوانهر که بینی دم صاحبنظری میزندشسعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 12◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتو آن نهای که به جور از تو روی برپیچندگناه تست و من استادهام به استغفارسعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 10
اگلی نظمآن پریروی که از مرد و زن و پیر و جوانهر که بینی دم صاحبنظری میزندشسعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 12