سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 301غزل شمارهٔ 301شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ایدگرصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگرکه من از دست تو فردا بروم جای دگر22نقل کریںبامدادان که برون مینهم از منزل پایحسن عهدم نگذارد که نهم پای دگر33نقل کریںهر کسی را سر چیزی و تمنای کسیستما به غیر از تو نداریم تمنای دگر44نقل کریںزان که هرگز به جمال تو در آیینه وهممتصور نشود صورت و بالای دگر55نقل کریںوامقی بود که دیوانه عذرایی بودمنم امروز و تویی وامق و عذرای دگر66نقل کریںوقت آنست که صحرا گل و سنبل گیردخلق بیرون شده هر قوم به صحرای دگر77نقل کریںبامدادان به تماشای چمن بیرون آیتا فراغ از تو نماند به تماشای دگر88نقل کریںهر صباحی غمی از دور زمان پیش آیدگویم این نیز نهم بر سر غمهای دگر99نقل کریںبازگویم نه که دوران حیات این همه نیستسعدی امروز تحمل کن و فردای دگر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیار آن بود که صبر کند بر جفای یارترک رضای خویش کند در رضای یارسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 300اگلی نظمبه فلک میرسد از روی چو خورشید تو نورقل هو الله احد چشم بد از روی تو دورسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 302◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیار آن بود که صبر کند بر جفای یارترک رضای خویش کند در رضای یارسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 300
اگلی نظمبه فلک میرسد از روی چو خورشید تو نورقل هو الله احد چشم بد از روی تو دورسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 302