سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 427غزل شمارهٔ 427شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: ومصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمن از این جا به ملامت نرومکه من این جا به امیدی گروم22نقل کریںگر به عقلم سخنی میگویندبیم آن است که دیوانه شوم33نقل کریںگوش دل رفته به آواز سماعنتوانم که نصیحت شنوم44نقل کریںهمه گو باد ببر خرمن عمردو جهان بی تو نیرزد دو جوم55نقل کریںدوستان عیب و ملامت مکنیدکآن چه خود کاشته باشم، دِروم66نقل کریںمن بیچارهٔ گردن به کمندچه کنم گر به رکابش نروم؟77نقل کریںسعدیا گفت «به خوابم بینی»بیوفا یارم اگر میغنوم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلم تا عشق باز آمد، در او جز غم نمیبینمدلی بیغم کجا جویم؟ که در عالم نمیبینمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 426اگلی نظمنه از چینم حکایت کن نه از رومکه من دل با یکی دارم در این بومسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 428◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلم تا عشق باز آمد، در او جز غم نمیبینمدلی بیغم کجا جویم؟ که در عالم نمیبینمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 426
اگلی نظمنه از چینم حکایت کن نه از رومکه من دل با یکی دارم در این بومسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 428