سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 407غزل شمارهٔ 407شاعر: سعدیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: لمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلممثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم22نقل کریںمن چو به آخرت روم رفته به داغ دوستیداروی دوستی بود هر چه بروید از گلم33نقل کریںمیرم و همچنان رود نام تو بر زبان منریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم44نقل کریںحاصل عمر صرف شد در طلب وصال توبا همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلم55نقل کریںباد بدست آرزو در طلب هوای دلگر نکند معاونت دور زمان مقبلم66نقل کریںلایق بندگی نیم بی هنری و قیمتیور تو قبول میکنی با همه نقص فاضلم77نقل کریںمثل تو را به خون من ور بکشی به باطلمکس نکند مطالبت زان که غلام قاتلم88نقل کریںکشتی من که در میان آب گرفت و غرق شدگر بود استخوان برد باد صبا به ساحلم99نقل کریںسرو برفت و بوستان از نظرم به جملگیمینرود صنوبری بیخ گرفته در دلم1010نقل کریںفکرت من کجا رسد در طلب وصال تواین همه یاد میرود وز تو هنوز غافلم1111نقل کریںلشکر عشق سعدیا غارت عقل میکندتا تو دگر به خویشتن ظن نبری که عاقلم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبار فراق دوستان بس که نشست بر دلممیروم و نمیرود ناقه به زیر محملمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406اگلی نظمامروز مبارک است فالمکافتاد نظر بر آن جمالمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 408◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبار فراق دوستان بس که نشست بر دلممیروم و نمیرود ناقه به زیر محملمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبار فراق دوستان بس که نشست بر دلممیروم و نمیرود ناقه به زیر محملمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406
بار فراق دوستان بس که نشست بر دلممیروم و نمیرود ناقه به زیر محملمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 406