سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 499غزل شمارهٔ 499شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نبازاییصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخرم آن روز که چون گل به چمن بازآیییا به بستان به در حجره من بازآیی2نقل کریںگلبن عیش من آن روز شکفتن گیردکه تو چون سرو خرامان به چمن بازآیی3نقل کریںشمع من روز نیامد که شبم بفروزیجان من وقت نیامد که به تن بازآیی4نقل کریںآب تلخ است مدامم چو صراحی در حلقتا تو یک روز چو ساغر به دهن بازآیی5نقل کریںکی به دیدار من ای مهرگسل برخیزیکی به گفتار من ای عهدشکن بازآیی6نقل کریںمرغ سیر آمدهای از قفس صحبت و مندام زاری بنهم بو که به من بازآیی7نقل کریںمن خود آن بخت ندارم که به تو پیوندمنه تو آن لطف نداری که به من بازآیی8نقل کریںسعدی آن دیو نباشد که به افسون برودهیچت افتد که چو مردم به سخن بازآیی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقیمت گل برود چون تو به گلزار آییو آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498اگلی نظمتا کیام انتظار فرماییوقت نامد که روی بنمایی؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 500آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمقیمت گل برود چون تو به گلزار آییو آب شیرین چو تو در خنده و گفتار آییسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 498