سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140غزل شمارهٔ 140شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اربرگرفتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشمت چو تیغ غمزه خونخوار برگرفتبا عقل و هوش خلق به پیکار برگرفت2نقل کریںعاشق ز سوز درد تو فریاد درنهادمؤمن ز دست عشق تو زنار برگرفت3نقل کریںعشقت بنای عقل به کلی خراب کردجورت در امید به یک بار برگرفت4نقل کریںشوری ز وصف روی تو در خانگه فتادصوفی طریق خانهٔ خمار برگرفت5نقل کریںبا هر که مشورت کنم از جور آن صنمگوید ببایدت دل از این کار برگرفت6نقل کریںدل برتوانم از سر و جان برگرفت و چشمنتوانم از مشاهدهٔ یار برگرفت7نقل کریںسعدی به خفیه خون جگر خورد بارهااین بار پرده از سر اسرار برگرفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلم از دست غمت دامن صحرا بگرفتغمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 139اگلی نظمهر که دلارام دید از دلش آرام رفتچشم ندارد خلاص هر که در این دام رفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلم از دست غمت دامن صحرا بگرفتغمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 139
اگلی نظمهر که دلارام دید از دلش آرام رفتچشم ندارد خلاص هر که در این دام رفتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141