سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 332غزل شمارهٔ 332شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: انشصنف: غزلصداکاران: کیوان عاروان و دیگرآڈیوکیوان عاروانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوکیوان عاروانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که سودای تو دارد، چه غم از هر که جهانش؟نگران تو، چه اندیشه و بیم از دگرانش؟2نقل کریںآن پی مهر تو گیرد، که نگیرد پی خویششوان سر وصل تو دارد، که ندارد غم جانش3نقل کریںهر که از یار، تحمل نکند، یار مگویشوان که در عشق، ملامت نکشد، مرد مخوانش4نقل کریںچون دل از دست به در شد، مثَل کُرهٔ توسننتوان باز گرفتن، به همه شهر عنانش5نقل کریںبه جفایی و قفایی، نرود عاشق صادقمژه بر هم نزند، گر بزنی تیر و سنانش6نقل کریںخفته خاک لحد را، که تو ناگه به سَر آییعجب ار باز نیاید، به تن مردهروانش7نقل کریںشرم دارد چمن از قامت زیبای بلندتکه همه عمر نبودهست چنین سروِ روانش8نقل کریںگفتم «از ورطه عشقت، به صبوری به درآیم»باز میبینم و دریا، نه پدید است کرانش9نقل کریںعهد ما با تو نه عهدی، که تغیّر بپذیردبوستانیست که هرگز نزند باد خزانش10نقل کریںچه گنه کردم و دیدی، که تعلق ببریدی؟بنده بیجرم و خطایی، نه صواب است، مرانش11نقل کریںنرسد ناله سعدی، به کسی در همه عالمکه نه تصدیق کند، کز سر دردیست فغانش12نقل کریںگر فلاطون به حکیمی، مرض عشق بپوشدعاقبت پرده برافتد ز سر راز نهانش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که هست التفات بر جانشگو مزن لاف مهر جانانشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 331اگلی نظمخطا کردی به قول دشمنان گوشکه عهد دوستان کردی فراموشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 333آڈیوصداکار منتخب کریںکیوان عاروانعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانمحمدرضاکاکائیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور