سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 326غزل شمارهٔ 326شاعر: سعدیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: انمشصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدست به جان نمیرسد تا به تو برفشانمشبر که توان نهاد دل، تا ز تو واستانمش؟2نقل کریںقوت شرح عشق تو نیست زبان خامه راگِردِ درِ امید تو چند به سر دوانمش؟3نقل کریںایمنی از خروش من گر به جهان دراوفتدفارغی از فغان من گر به فلک رسانمش4نقل کریںآهِ دریغ و آبِ چشم ارچه موافق مناندآتش عشق آنچنان نیست که وانشانمش5نقل کریںهر که بپرسد «ای فلان! حال دلت چگونه شد؟»خون شد و دم به دم همی از مژه میچکانمش6نقل کریںعمر من است زلف تو بو که دراز بینمشجان من است لعل تو بو که به لب رسانمش7نقل کریںلذت وقتهای خوش قدر نداشت پیش منگر پس از این دمی چنان یابم قدر دانمش8نقل کریںنیست زمام کام دل در کف اختیار منگر نه اجل فرارسد زین همه وارهانمش9نقل کریںعشق تو گفته بود هان سعدی و آرزوی منبس نکند ز عاشقی تا ز جهان جهانمش10نقل کریںپنجه قصد دشمنان مینرسد به خون منوین که به لطف میکشد منع نمیتوانمش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکس ندیدهست به شیرینی و لطف و نازشکس نبیند که نخواهد که ببیند بازشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 325اگلی نظمچون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنشچشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبمهدی سروریحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکس ندیدهست به شیرینی و لطف و نازشکس نبیند که نخواهد که ببیند بازشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 325
اگلی نظمچون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنشچشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327