سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 227غزل شمارهٔ 227شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انتاچندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآخر ای سنگدلِ سیمزنخدان، تا چندتو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند2نقل کریںخار در پای گل از دور به حسرت دیدنتشنه بازآمدن از چشمه حیوان تا چند3نقل کریںگوش در گفتن شیرین تو واله تا کیچشم در منظر مطبوع تو حیران تا چند4نقل کریںبیم آنست دمادم که برآرم فریادصبر پیدا و جگر خوردنِ پنهان تا چند5نقل کریںتو سر ناز برآری ز گریبان هر روزما ز جورت سر فکرت به گریبان تا چند6نقل کریںرنگ دستت نه به حناست که خون دل ماستخوردن خون دل خلق به دستان تا چند7نقل کریںسعدی از دست تو از پای درآید روزیطاقت بار ستم تا کی و هجران تا چند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرخت غنچه برآورد و بلبلان مستندجهان جوان شد و یاران به عیش بنشستندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 226اگلی نظمکاروان میرود و بار سفر میبندندتا دگربار که بیند که به ما پیوندندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 228آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرخت غنچه برآورد و بلبلان مستندجهان جوان شد و یاران به عیش بنشستندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 226
اگلی نظمکاروان میرود و بار سفر میبندندتا دگربار که بیند که به ما پیوندندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 228