سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 408غزل شمارهٔ 408شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: المصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںامروز مبارک است فالمکافتاد نظر بر آن جمالم2نقل کریںالحمد خدای آسمان راکاختر به درآمد از وبالم3نقل کریںخواب است مگر که مینمایدیا عشوه همی دهد خیالم4نقل کریںکاین بخت نبود هیچ روزموین گل نشکفت هیچ سالَم5نقل کریںامروز بدیدم آن چه دل خواستدید آن چه نخواست بدسگالم6نقل کریںاکنون که تو روی باز کردیرو باز به خیر کرد حالم7نقل کریںدیگر چه توقع است از ایام؟چون بدر تمام شد هلالم8نقل کریںبازآی کز اشتیاق رویتبگرفت ز خویشتن ملالم9نقل کریںآزردهام از فراق چونانکدل باز نمیدهد وصالم10نقل کریںوز غایت تشنگی که بردمدر حلق نمیرود زلالم11نقل کریںبیچاره به رویت آمدم بازچون چاره نماند و احتیالم12نقل کریںاز جور تو هم در تو گیرموز دست تو هم بر تو نالم13نقل کریںچون دوست موافق است سعدیسهل است جفای خلق عالم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلممثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 407اگلی نظمتا خبر دارم از او بیخبر از خویشتنمبا وجودش ز من آواز نیاید که منمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 409آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلممثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 407
اگلی نظمتا خبر دارم از او بیخبر از خویشتنمبا وجودش ز من آواز نیاید که منمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 409