سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 477غزل شمارهٔ 477شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: الستاینصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه روی و موی و بناگوش و خط و خال است اینچه قد و قامت و رفتار و اعتدال است این2نقل کریںکسی که در همه عمر این صفت مطالعه کردبه دیگری نگرد یا به خود محال است این3نقل کریںکمال حسن وجودت ز هر که پرسیدمجواب داد که در غایت کمال است این4نقل کریںنماز شام به بام ار کسی نگاه کنددو ابروان تو گوید مگر هلالست این5نقل کریںلبت به خون عزیزان که میخوری لعل استتو خود بگوی که خون میخوری، حلال است این؟!6نقل کریںچنان به یاد تو شادم که فرق مینکنمز دوستی که فراق است یا وصال است این7نقل کریںشبی خیال تو گفتم ببینم اندر خوابولی ز فکر تو خواب آیدم؟! خیال است این8نقل کریںدرازنای شب از چشم دردمندان پرسعزیز من که شبی یا هزار سال است این9نقل کریںقلم به یاد تو دُر میچکاند از دستممداد نیست کز او میرود زلال است این10نقل کریںکسان به حال پریشان سعدی از غم عشقزنخ زنند و ندانند تا چه حال است این◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمینعقل و طبعم خیره گشت از صنع رب العالمینسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 476اگلی نظمای چشم تو دلفریب و جادودر چشم تو خیره چشم آهوسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 478آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمینعقل و طبعم خیره گشت از صنع رب العالمینسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 476