سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35غزل شمارهٔ 35شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرتتا چو خورشید نبینند به هر بام و درت2نقل کریںجرم بیگانه نباشد که تو خود صورت خویشگر در آیینه ببینی برود دل ز برت3نقل کریںجای خندهست سخن گفتن شیرین پیشتکآب شیرین چو بخندی برود از شکرت4نقل کریںراه آه سحر از شوق نمییارم دادتا نباید که بشوراند خواب سحرت5نقل کریںهیچ پیرایه زیادت نکند حسن تو راهیچ مشاطه نیاراید از این خوبترت6نقل کریںبارها گفتهام این روی به هر کس منمایتا تأمل نکند دیده هر بیبصرت7نقل کریںباز گویم نه که این صورت و معنی که تو راستنتواند که ببیند مگر اهل نظرت8نقل کریںراه صد دشمنم از بهر تو میباید دادتا یکی دوست ببینم که بگوید خبرت9نقل کریںآن چنان سخت نیاید سر من گر برودنازنینا که پریشانی مویی ز سرت10نقل کریںغم آن نیست که بر خاک نشیند سعدیزحمت خویش نمیخواهد بر رهگذرت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل هر که صید کردی نکشد سر از کمندتنه دگر امید دارد که رها شود ز بندتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34اگلی نظمبندهوار آمدم به زنهارتکه ندارم سلاح پیکارتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل هر که صید کردی نکشد سر از کمندتنه دگر امید دارد که رها شود ز بندتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34