سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 90غزل شمارهٔ 90شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: وستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسرمست درآمد از درم دوستلب خندهزنان چو غنچه در پوست2نقل کریںچون دیدمش آن رخ نگاریندر خود به غلط شدم که این اوست3نقل کریںرضوان در خلد باز کردندکز عطر مشام روح خوشبوست4نقل کریںپیش قدمش به سر دویدمدر پای فتادمش که ای دوست5نقل کریںیک باره به ترک ما بگفتیزنهار نگویی این نه نیکوست6نقل کریںبر من که دلم چو شمع یکتاستپیراهن غم چو شمع دَهتوست7نقل کریںچشمش به کرشمه گفت با مندر نرگس مست من چه آهوست؟8نقل کریںگفتم همه نیکوییست لیکناین است که بیوفا و بدخوست9نقل کریںبشنو نفسی دعای سعدیگر چه همه عالمت دعاگوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبِتا هلاک شود دوست در محبت دوستکه زندگانی او در هلاک بودن اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 89اگلی نظمسفر دراز نباشد به پای طالب دوستکه زندهٔ ابدست آدمی که کشتهٔ اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبِتا هلاک شود دوست در محبت دوستکه زندگانی او در هلاک بودن اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 89
اگلی نظمسفر دراز نباشد به پای طالب دوستکه زندهٔ ابدست آدمی که کشتهٔ اوستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 91