سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 325غزل شمارهٔ 325شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ازشصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکس ندیدهست به شیرینی و لطف و نازشکس نبیند که نخواهد که ببیند بازش2نقل کریںمطرب ما را دردیست که خوش مینالدمرغ عاشق طربانگیز بود آوازش3نقل کریںبارها در دلم آمد که بپوشم غم عشقآبگینه نتواند که بپوشد رازش4نقل کریںمرغِ پرنده اگر در قفسی پیر شودهمچنان طبع فرامُش نکند پروازش5نقل کریںتا چه کردیم دگر باره که شیرینلب دوستبه سخن باز نمیباشد و چشم از نازش6نقل کریںمن دعا گویم اگر تو همه دشنام دهیبنده خدمت بکند ور نکنند اعزازش7نقل کریںغرق دریای غمت را رمقی بیش نماندآخر اکنون که بکشتی به کنار اندازش8نقل کریںخون سعدی کم از آن است که دست آلاییملخ آن قدر ندارد که بگیرد بازش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که نامهربان بود یارشواجب است احتمال آزارشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 324اگلی نظمدست به جان نمیرسد تا به تو برفشانمشبر که توان نهاد دل، تا ز تو واستانمش؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 326آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدست به جان نمیرسد تا به تو برفشانمشبر که توان نهاد دل، تا ز تو واستانمش؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 326