سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 413غزل شمارهٔ 413شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن نه روی است که من وصف جمالش دانماین حدیث از دگری پرس که من حیرانم22نقل کریںهمه بینند نه این صنع که من میبینمهمه خوانند نه این نقش که من میخوانم33نقل کریںآن عجب نیست که سرگشته بود طالب دوستعجب این است که من واصل و سرگردانم44نقل کریںسرو در باغ نشانند و تو را بر سر و چشمگر اجازت دهی ای سرو روان بنشانم55نقل کریںعشق من بر گل رخسار تو امروزی نیستدیر سال است که من بلبل این بستانم66نقل کریںبه سرت کز سر پیمان محبت نرومگر بفرمایی رفتن به سر پیکانم77نقل کریںباش تا جان برود در طلب جانانمکه به کاری به از این باز نیاید جانم88نقل کریںهر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیزصبرم از دوست مفرمای که من نتوانم99نقل کریںعجب از طبع هوسناک منت میآیدمن خود از مردم بیطبع عجب میمانم1010نقل کریںگفته بودی که بود در همه عالم سعدیمن به خود هیچ نیم هر چه تو گویی آنم1111نقل کریںگر به تشریف قبولم بنوازی مَلَکمور به تازانهٔ قهرم بزنی شیطانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن دوست که من دارم وآن یار که من دانمشیریندهنی دارد، دور از لب و دندانمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 412اگلی نظماگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانمقضای عهدِ ماضی را شبی دستی برافشانمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 414◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن دوست که من دارم وآن یار که من دانمشیریندهنی دارد، دور از لب و دندانمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 412
اگلی نظماگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانمقضای عهدِ ماضی را شبی دستی برافشانمسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 414