سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 277غزل شمارهٔ 277شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: ایدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآیدروی میمون تو دیدن در دولت بگشاید2نقل کریںصبر بسیار بباید پدر پیر فلک راتا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید3نقل کریںاین لطافت که تو داری همه دلها بفریبدوین بشاشت که تو داری همه غمها بزداید4نقل کریںرشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبدزهرم از غالیه آید که بر اندام تو ساید5نقل کریںنیشکر با همه شیرینی اگر لب بگشاییپیش نطق شکرینت چو نی انگشت بخاید6نقل کریںگر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبیچون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید7نقل کریںدل به سختی بنهادم پس از آن دل به تو دادمهر که از دوست تحمل نکند عهد نپاید8نقل کریںبا همه خلق نمودم خم ابرو که تو داریماه نو هر که ببیند به همه کس بنماید9نقل کریںگر حلالست که خون همه عالم تو بریزیآن که روی از همه عالم به تو آورد نشاید10نقل کریںچشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیندپای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید11نقل کریںسعدیا دیدن زیبا نه حرامست ولیکننظری گر بربایی دلت از کف برباید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه حسن دلبر من هیچ در نمیبایدجز این دقیقه که با دوستان نمیپایدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 276اگلی نظمسروی چو تو میباید، تا باغ بیارایدور در همه باغستان، سروی نبوَد شایدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 278آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبالیزا زندیتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه حسن دلبر من هیچ در نمیبایدجز این دقیقه که با دوستان نمیپایدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 276
اگلی نظمسروی چو تو میباید، تا باغ بیارایدور در همه باغستان، سروی نبوَد شایدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 278