سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492غزل شمارهٔ 492شاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: الینیافتهصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای باغ حسن چون تو نهالی نیافتهرخساره زمین چو تو خالی نیافته22نقل کریںتابندهتر ز روی تو ماهی ندیده چرخخوشتر ز ابروی تو هلالی نیافته33نقل کریںبر دور عارض تو نظر کرده آفتابخود را لطافتی و جمالی نیافته44نقل کریںچرخ مشعبد از رخ تو دلفریبتردر زیر هفت پرده خیالی نیافته55نقل کریںخود را به زیر چنگل شاهین عشق توعنقای صبر من پر و بالی نیافته66نقل کریںتا کی ز درد عشق تو نالد روان منروزی به لطف از تو مثالی نیافته77نقل کریںافتاده در زبان خلایق حدیث منبا تو به یک حدیث مجالی نیافته88نقل کریںزایل شود هر آن چه به کلی کمال یافتعمرم زوال یافت کمالی نیافته99نقل کریںگلبرگ عیش من به چه امید بشکفداز بوستان وصل شمالی نیافته1010نقل کریںسعدی هزار جامه به روزی قبا کندیک مهربانی از تو به سالی نیافته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحَنّاست آن که ناخن دلبند رُشتهای؟یا خون بی دلیست که در بند کُشتهای؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491اگلی نظمسرمست بتی لطیف سادهدر دست گرفته جام بادهسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 493◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیمجید آختهسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحَنّاست آن که ناخن دلبند رُشتهای؟یا خون بی دلیست که در بند کُشتهای؟سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491