سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 58غزل شمارهٔ 58شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: سیافتادهستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاتفاقم به سر کوی کسی افتادهستکه در آن کوی، چو من کشته بسی افتادهست22نقل کریںخبر ما برسانید به مرغان چمنکه همآواز شما در قفسی افتادهست33نقل کریںبه دلارام بگو ای نفس باد سحرکار ما همچو سحر با نفسی افتادهست44نقل کریںبند بر پایْ تحمل چه کند گر نکند؟انگبین است که در وی مگسی افتادهست55نقل کریںهیچکس عیب هوس باختن ما نکندمگر آنکس که به دام هوسی افتادهست66نقل کریںسعدیا حال پراکندهٔ گوی آن داندکه همه عمر به چوگان کسی افتادهست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر صبحدم نسیم گل از بوستان توستالحان بلبل از نفس دوستان توستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 57اگلی نظمآن تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدهستیا ملک در صورت مردم به گفتار آمدهستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 59◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیحجت الله عباسیامیر اثنی عشریسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر صبحدم نسیم گل از بوستان توستالحان بلبل از نفس دوستان توستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 57
اگلی نظمآن تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدهستیا ملک در صورت مردم به گفتار آمدهستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 59