سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 319غزل شمارهٔ 319شاعر: سعدیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ابشہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که بیدوست میبرد خوابشهمچنان صبر هست و پایابش2نقل کریںخواب از آن چشم چشم نتوان داشتکه ز سر برگذشت سیلابش3نقل کریںنه به خود میرود گرفته عشقدیگری میبرد به قلابش4نقل کریںچه کند پایبند مهر کسیکه نبیند جفای اصحابش5نقل کریںهر که حاجت به درگهی داردلازمست احتمال بوابش6نقل کریںناگزیرست تلخ و شیرینشخار و خرما و زهر و جلابش7نقل کریںسایرست این مثل که مستسقینکند رود دجله سیرابش8نقل کریںشب هجران دوست ظلمانیستور برآید هزار مهتابش9نقل کریںبرود جان مستمند از تننرود مُهر مِهر احبابش10نقل کریںسعدیا گوسفند قربانیبه که نالد ز دست قصابش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامشب مگر به وقت نمیخواند این خروسعشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوسسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 318اگلی نظمیاری به دست کن که به امید راحتشواجب کند که صبر کنی بر جراحتشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 320زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر جهان دل مبند و اسبابشمی جهد برق از ابر سنجابشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5096آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیافسر آریانازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامشب مگر به وقت نمیخواند این خروسعشاق بس نکرده هنوز از کنار و بوسسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 318
اگلی نظمیاری به دست کن که به امید راحتشواجب کند که صبر کنی بر جراحتشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 320