سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 2شمارهٔ 2شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ستانراصنف: غزل/قصیده/قطعهصداکاران: فاطمه زندی، محسن لیلهکوهیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمیندانم چه کنم چاره من این دستان راتا به دست آورم آن دلبر پردستان را2نقل کریںاو به شمشیر جفا خون دلم میریزدتا به خون دل من رنگ کند دستان را3نقل کریںمن بیچاره تهیدستم از آن میترسمکه وصالش ندهد دست تهیدستان را4نقل کریںدامن وصلش اگر من به کف آرم روزیندهم تا به قیامت دگر از دست آن را5نقل کریںدر صفاتش نرسد گرچه بسی شرح دهدطوطی طبع من آن بلبل پردستان را6نقل کریںهوس اوست دلم را چه توان گفت اگردست بر سرو بلندش نرسد پستان را؟7نقل کریںنرگس مست وی آزار دلم میطلبدآنکه در عربده میآورد او مستان را8نقل کریںگر ببینم رخ خوبش نکنم میل به باغزانکه چون عارض او نیست گلی بستان را9نقل کریںهر که دیدست نگارین من اندر همه عمربه تماشا نرود هیچ نگارستان را10نقل کریںنیست بر سعدی از این واقعه و نیست عجبگر غم فرقت او نیست کند هستان را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما راسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 1اگلی نظمای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریبکو به یک ره بُرد از من صبر و آرام و شکیبسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 3آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما راسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 1
اگلی نظمای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریبکو به یک ره بُرد از من صبر و آرام و شکیبسعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 3