سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 228غزل شمارهٔ 228شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ندندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکاروان میرود و بار سفر میبندندتا دگربار که بیند که به ما پیوندند2نقل کریںخیلتاشان جفاکار و محبان ملولخیمه را همچو دل از صحبت ما برکندند3نقل کریںآن همه عشوه که در پیش نهادند و غرورعاقبت روز جدایی پس پشت افکندند4نقل کریںطمع از دوست نه این بود و توقع نه چنینمکن ای دوست که از دوست جفا نپسندند5نقل کریںما همانیم که بودیم و محبت باقیستترک صحبت نکند دل که به مهر آکندند6نقل کریںعیب شیریندهنان نیست که خون میریزندجرم صاحبنظرانست که دل میبندند7نقل کریںمرض عشق نه دردیست که میشاید گفتبا طبیبان که در این باب نه دانشمندند8نقل کریںساربانْ رَخت منه بر شتر و بار مبندکه در این مرحله بیچاره اسیری چندند9نقل کریںطبع خرسند نمیباشد و بس مینکندمهر آنان که به نادیدن ما خرسندند10نقل کریںمجلس یاران بی ناله سعدی خوش نیستشمع میگرید و نظارگیان میخندند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآخر ای سنگدلِ سیمزنخدان، تا چندتو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 227اگلی نظمپیش رویت دگران صورت بر دیوارندنه چنین صورت و معنی که تو داری دارندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآخر ای سنگدلِ سیمزنخدان، تا چندتو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 227
اگلی نظمپیش رویت دگران صورت بر دیوارندنه چنین صورت و معنی که تو داری دارندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229