سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 115غزل شمارهٔ 115شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رنیستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکیست آن کَش سر پیوند تو در خاطر نیستیا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیست22نقل کریںنه حلالست که دیدار تو بیند هر کسکه حرامست بر آن کَش نظری طاهر نیست33نقل کریںهمه کَس را مگر این ذوق نباشد که مراکآن چه من مینگرم بر دگری ظاهر نیست44نقل کریںهر شبی روزی و هر روز زوالی داردشب وصل من و معشوق مرا آخر نیست55نقل کریںهر که با غمزهٔ خوبان سر و کاری داردسست مهرست که بر داغ جفا صابر نیست66نقل کریںهر که سرپنجه مخضوب تو بیند گویدگر بر این دست کسی کشته شود نادر نیست77نقل کریںسر موییم نظر کن که من اندر تن خویشیک سر موی ندانم که تو را ذاکر نیست88نقل کریںهمه دانند که سودازده دلشده راچاره صبرست ولیکن چه کند قادر نیست99نقل کریںگفته بودم غم دل با تو بگویم چندیبه زبان چند بگویم که دلم حاضر نیست1010نقل کریںگر من از چشم همه خلق بیفتم سهلستتو مپندار که مخذول تو را ناصر نیست1111نقل کریںالتفات از همه عالم به تو دارد سعدیهمتی کآن به تو مصروف بود قاصر نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردیست دردِ عشق که هیچش طبیب نیستگر دردمندِ عشق بنالد غریب نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 114اگلی نظمگر صبر دل از تو هست و گر نیستهم صبر که چارهٔ دگر نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 116◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیستدل سرگشتهٔ ما غیرِ تو را ذاکر نیستحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 70◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبنادیا رحمانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردیست دردِ عشق که هیچش طبیب نیستگر دردمندِ عشق بنالد غریب نیستسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 114