سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 236غزل شمارهٔ 236شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یشندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتوانگران که به جنب سرای درویشندمروت است که هر وقت از او بیندیشند22نقل کریںتو ای توانگر حُسن، از غنای درویشانخبر نداری اگر خستهاند و گر ریشند33نقل کریںتو را چه غم که یکی در غمت به جان آید؟که دوستانِ تو چندان که میکشی بیشند44نقل کریںمرا به علت بیگانگی ز خویش مرانکه دوستانِ وفادار بهتر از خویشند55نقل کریںغلام همت رندان و پاکبازانمکه از محبت با دوست، دشمن خویشند66نقل کریںهر آینه لبِ شیرین جواب تلخ دهدچنان که صاحب نوشند، ضارب نیشند77نقل کریںتو عاشقان مسلم ندیدهای سعدیکه تیغ بر سر و سر بندهوار در پیشند88نقل کریںنه چون منند و تو؛ مسکین، حریص، کوتهدستکه ترک هر دو جهان گفتهاند و درویشند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبلبلی بیدل نوایی میزندبادپیمایی هوایی میزندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 235اگلی نظمیار باید که هر چه یار کندبر مراد خود اختیار کندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 237◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور