سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 6 - حکایت ممسک و فرزند ناخلفبخش 6 - حکایت ممسک و فرزند ناخلفشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی رفت و دینار از او صد هزارخلف برد صاحبدلی هوشیار22نقل کریںنه چون ممسکان دست بر زر گرفتچو آزادگان دست از او بر گرفت33نقل کریںز درویش خالی نبودی درشمسافر به مهمانسرای اندرش44نقل کریںدل خویش و بیگانه خرسند کردنه همچون پدر سیم و زر بند کرد55نقل کریںملامتکنی گفتش: ای باددست!به یکره پریشان مکن هرچه هست66نقل کریںبه سالی توان خرمن اندوختنبه یک دم نه مَردی بوَد سوختن77نقل کریںچو در تنگدستی نداری شکیبنگهدار وقت فراخی حسیب88نقل کریںبه دختر چه خوش گفت بانوی دهکه روز نوا برگ سختی بنه99نقل کریںهمهوقت بر دار مَشک و سبویکه پیوسته در ده روان نیست جوی1010نقل کریںبه دنیا توان آخرت یافتنبه زر پنجه شیر بر تافتن1111نقل کریںبه یک بار بر دوستان زر مپاشوز آسیب دشمن به اندیشه باش1212نقل کریںاگر تنگدستی مرو پیش یاروگر سیم داری بیا و بیار1313نقل کریںاگر روی بر خاک پایش نهیجوابت نگوید به دست تهی1414نقل کریںخداوند زر بر کنَد چشمِ دیوبه دام آوَرَد صخر جنی به ریو1515نقل کریںتهیدست در خوبرویان مپیچکه بیسیم مردم نیرزند هیچ1616نقل کریںبه دست تهی بر نیاید امیدبه زر برکنی چشم دیو سپید1717نقل کریںوگر هرچه یابی به کف بر نهیکفت وقت حاجت بماند تهی1818نقل کریںگدایان به سعی تو هرگز قوینگردند، ترسم تو لاغر شوی1919نقل کریںچو منّاع خیر این حکایت بگفتز غیرت جوانمرد را رگ نخفت2020نقل کریںپراکندهدل گشت از آن عیبجویبر آشفت و گفت ای پراکندهگوی2121نقل کریںمرا دستگاهی که پیرامن استپدر گفت میراث جد من است2222نقل کریںنه ایشان به خست نگه داشتند؟به حسرت بمردند و بگذاشتند؟2323نقل کریںبه دستم نیفتاد مال پدرکه بعد از من افتد به دست پسر2424نقل کریںهمان به که امروز مردم خورندکه فردا پس از من به یغما برند2525نقل کریںخور و پوش و بخشای و راحت رساننگه می چه داری ز بهر کسان؟2626نقل کریںبرند از جهان با خود اصحاب رایفرومایه ماند به حسرت بجای2727نقل کریںزر و نعمت اکنون بده کآنِ توستکه بعد از تو بیرون ز فرمان توست2828نقل کریںبه دنیا توانی که عقبی خریبخر، جانِ من، ور نه حسرت بَری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزباندانی آمد به صاحبدلیکه محکم فروماندهام در گلیسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 5 - حکایتِ عابد با شوخدیدهاگلی نظمبزارید وقتی زنی پیش شویکه دیگر مخر نان ز بقال کویسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 7 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزباندانی آمد به صاحبدلیکه محکم فروماندهام در گلیسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 5 - حکایتِ عابد با شوخدیده