سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 22 - در نواخت رعیت و رحمت بر افتادگانبخش 22 - در نواخت رعیت و رحمت بر افتادگانشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمدر پرده کس به هنگام جنگکه باشد تو را نیز در پرده ننگ2نقل کریںمزن بانگ بر شیرمردان درشتچو با کودکان برنیایی به مشت3نقل کریںیکی پند میداد فرزند رانگه دار پند خردمند را4نقل کریںمکن جور بر خردکان ای پسرکه یک روزت افتد بزرگی به سر5نقل کریںنمیترسی ای گرگک کم خردکه روزی پلنگیت بر هم درد؟6نقل کریںبه خردی درم زور سرپنجه بوددل زیردستان ز من رنجه بود7نقل کریںبخوردم یکی مشت زورآوراننکردم دگر زور بر لاغران8نقل کریںالا تا به غفلت نخفتی که نومحرام است بر چشم سالار قوم9نقل کریںغم زیردستان بخور زینهاربترس از زبردستی روزگار10نقل کریںنصیحت که خالی بود از غرضچو داروی تلخ است، دفع مرض◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحکایت کنند از یکی نیکمردکه اکرام حجاج یوسف نکردسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 21 - حکایت حجاج یوسفاگلی نظمیکی را حکایت کنند از ملوککه بیماری رشته کردش چو دوکسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 23 - حکایت در این معنیآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحکایت کنند از یکی نیکمردکه اکرام حجاج یوسف نکردسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 21 - حکایت حجاج یوسف
اگلی نظمیکی را حکایت کنند از ملوککه بیماری رشته کردش چو دوکسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 23 - حکایت در این معنی