سعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 3 - حکایت تیرانداز اردبیلیبخش 3 - حکایت تیرانداز اردبیلیشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی آهنین پنجه در اردبیلهمی بگذرانید پیلک ز پیل22نقل کریںنمد پوشی آمد به جنگش فرازجوانی جهان سوز پیکار ساز33نقل کریںبه پرخاش جستن چو بهرام گورکمندی به کتفش بر از خام گور44نقل کریںچو دید اردبیلی نمد پاره پوشکمان در زه آورد و زه را به گوش55نقل کریںبه پنجاه تیر خدنگش بزدکه یک چوبه بیرون نرفت از نمد66نقل کریںدرآمد نمدپوش چون سام گردبه خم کمندش درآورد و برد77نقل کریںبه لشکرگهش برد و در خیمه دستچو دزدان خونی به گردن ببست88نقل کریںشب از غیرت و شرمساری نخفتسحرگه پرستاری از خیمه گفت99نقل کریںتو کآهن به ناوک بدوزی و تیرنمدپوش را چون فتادی اسیر؟1010نقل کریںشنیدم که میگفت و خون میگریستندانی که روز اجل کس نزیست؟1111نقل کریںمن آنم که در شیوهٔ طعن و ضرببه رستم در آموزم آداب حرب1212نقل کریںچو بازوی بختم قوی حال بودستبری پیلم نمد مینمود1313نقل کریںکنونم که در پنجه اقبیل نیستنمد پیش تیرم کم از پیل نیست1414نقل کریںبه روز اجل نیزه جوشن دردز پیراهن بی اجل نگذرد1515نقل کریںکرا تیغ قهر اجل در قفاستبرهنهست اگر جوشنش چند لاست1616نقل کریںورش بخت یاور بود، دهر پشتبرهنه نشاید به ساطور کشت1717نقل کریںنه دانا به سعی از اجل جان ببردنه نادان به ناساز خوردن بمرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا در سپاهان یکی یار بودکه جنگاور و شوخ و عیار بودسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 2 - حکایتاگلی نظمشبی کُردی از دردِ پهلو نخفتطبیبی در آن ناحیت بود و گفتسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 4 - حکایت طبیب و کرد◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممرا در سپاهان یکی یار بودکه جنگاور و شوخ و عیار بودسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 2 - حکایت
اگلی نظمشبی کُردی از دردِ پهلو نخفتطبیبی در آن ناحیت بود و گفتسعدی»بوستان»باب پنجم در رضا»بخش 4 - حکایت طبیب و کرد