سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 22 - حکایتبخش 22 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه صنعا درم طفلی اندر گذشتچه گویم کز آنم چه بر سر گذشت2نقل کریںقضا نقش یوسف جمالی نکردکه ماهی گورش چو یونس نخورد3نقل کریںدر این باغ سروی نیامد بلندکه باد اجل بیخش از بن نکند4نقل کریںنهالی به سی سال گردد درختز بیخش بر آرد یکی باد سخت5نقل کریںعجب نیست بر خاک اگر گل شکفتکه چندین گلاندام در خاک خفت6نقل کریںبه دل گفتم ای ننگ مردان بمیرکه کودک رود پاک و آلوده پیر7نقل کریںز سودا و آشفتگی بر قدشبرانداختم سنگی از مرقدش8نقل کریںز هولم در آن جای تاریک و تنگبشورید حال و بگردید رنگ9نقل کریںچو باز آمدم زآن تغیر به هوشز فرزند دلبندم آمد به گوش:10نقل کریںگرت وحشت آمد ز تاریک جایبه هش باش و با روشنایی در آی11نقل کریںشب گور خواهی منور چو روزاز اینجا چراغ عمل برفروز12نقل کریںتن کارکن میبلرزد ز تبمبادا که نخلش نیارد رطب13نقل کریںگروهی فراوان طمع ظن برندکه گندم نیفشانده خرمن برند14نقل کریںبر آن خورد سعدی که بیخی نشاندکسی برد خرمن که تخمی فشاند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی را به چوگان مه دامغانبزد تا چو طبلش بر آمد فغانسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 21 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی را به چوگان مه دامغانبزد تا چو طبلش بر آمد فغانسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 21 - حکایت