سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 7 - حکایت در معنی بیداری از خواب غفلتبخش 7 - حکایت در معنی بیداری از خواب غفلتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںفرو رفت جم را یکی نازنینکفن کرد چون کرمش ابریشمین22نقل کریںبه دخمه برآمد پس از چند روزکه بر وی بگرید به زاری و سوز33نقل کریںچو پوسیده دیدش حریرین کفنبه فکرت چنین گفت با خویشتن44نقل کریںمن از کرم برکنده بودم به زوربکندند از او باز کرمان گور55نقل کریںدر این باغ سروی نیامد بلندکه باد اجل بیخش از بن نکند66نقل کریںقضا نقش یوسف جمالی نکردکه ماهی گورش چو یونس نخورد77نقل کریںدو بیتم جگر کرد روزی کبابکه میگفت گویندهای با رباب:88نقل کریںدریغا که بی ما بسی روزگاربروید گل و بشکفد نوبهار99نقل کریںبسی تیر و دی ماه و اردیبهشتبرآید که ما خاک باشیم و خشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمقضا زندهای را رگ جان بریددگر کس به مرگش گریبان دریدسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 6 - حکایتاگلی نظمیکی پارسا سیرت حق پرستفتادش یکی خشت زرین به دستسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 8 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیرحمت الله خرمی جهرمیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمقضا زندهای را رگ جان بریددگر کس به مرگش گریبان دریدسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 6 - حکایت
اگلی نظمیکی پارسا سیرت حق پرستفتادش یکی خشت زرین به دستسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 8 - حکایت