سعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 20 - حکایت فریدون و وزیر و غمازبخش 20 - حکایت فریدون و وزیر و غمازشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفریدون وزیری پسندیده داشتکه روشن دل و دوربین دیده داشت2نقل کریںرضای حق اول نگه داشتیدگر پاس فرمان شه داشتی3نقل کریںنهد عامل سفله بر خلق رنجکه تدبیر ملک است و توفیر گنج4نقل کریںاگر جانب حق نداری نگاهگزندت رساند هم از پادشاه5نقل کریںیکی رفت پیش ملک بامدادکه هر روزت آسایش و کام باد6نقل کریںغرض مشنو از من نصیحت پذیرتو را در نهان دشمن است این وزیر7نقل کریںکس از خاص لشکر نماندهست و عامکه سیم و زر از وی ندارد به وام8نقل کریںبه شرطی که چون شاه گردن فرازبمیرد، دهند آن زر و سیم باز9نقل کریںنخواهد تو را زنده این خودپرستمبادا که نقدش نیاید به دست10نقل کریںیکی سوی دستور دولت پناهبه چشم سیاست نگه کرد شاه11نقل کریںکه در صورت دوستان پیش منبه خاطر چرایی بد اندیش من؟12نقل کریںزمین پیش تختش ببوسید و گفتنشاید چو پرسیدی اکنون نهفت13نقل کریںچنین خواهم ای نامور پادشاهکه باشند خلقت همه نیک خواه14نقل کریںچو مرگت بود وعدهٔ سیم منبقا بیش خواهندت از بیم من15نقل کریںنخواهی که مردم به صدق و نیازسرت سبز خواهند و عمرت دراز؟16نقل کریںغنیمت شمارند مردان دعاکه جوشن بود پیش تیر بلا17نقل کریںپسندید از او شهریار آنچه گفتگل رویش از تازگی برشکفت18نقل کریںز قدر و مکانی که دستور داشتمکانش بیفزود و قدرش فراشت19نقل کریںبد اندیش را زجر و تأدیب کردپشیمانی از گفتهٔ خویش خورد20نقل کریںندیدم ز غماز سرگشتهترنگون طالع و بخت برگشتهتر21نقل کریںز نادانی و تیره رایی که اوستخلاف افکند در میان دو دوست22نقل کریںکنند این و آن خوش دگر باره دلوی اندر میان کور بخت و خجل23نقل کریںمیان دو کس آتش افروختننه عقل است و خود در میان سوختن24نقل کریںچو سعدی کسی ذوق خلوت چشیدکه از هر که عالم زبان درکشید25نقل کریںبگوی آنچه دانی سخن سودمندوگر هیچ کس را نیاید پسند26نقل کریںکه فردا پشیمان برآرد خروشکه آوخ چرا حق نکردم به گوش؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی گفت با صوفییی در صفاندانی فلانت چه گفت از قفاسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 19 - حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازاناگلی نظمزنِ خوبِ فرمانبَرِ پارساکُنَد مَردِ درویش را پادشاسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 21 - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشانآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی گفت با صوفییی در صفاندانی فلانت چه گفت از قفاسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 19 - حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازان
اگلی نظمزنِ خوبِ فرمانبَرِ پارساکُنَد مَردِ درویش را پادشاسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 21 - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان