صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب دوم در احسان
  4. »بخش 27 - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی

بخش 27 - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
یکی زهرهٔ خرج کردن نداشت
زرش بود و یارای خوردن نداشت
22
نه خوردی، که خاطر بر آسایدش
نه دادی، که فردا بکار آیدش
33
شب و روز در بند زر بود و سیم
زر و سیم در بند مرد لئیم
44
بدانست روزی پسر در کمین
که ممسک کجا کرد زر در زمین
55
ز خاکش بر آورد و بر باد داد
شنیدم که سنگی در آن جا نهاد
66
جوانمرد را زر بقایی نکرد
به یک دستش آمد، به دیگر بخورد
77
کز این کم‌زنی بود ناپاک‌رو
کلاهش به بازار و میزر گرو
88
نهاده پدر چنگ در نای خویش
پسر چنگی و نایی آورده پیش
99
پدر زار و گریان همه شب نخفت
پسر بامدادان بخندید و گفت
1010
زر از بهر خوردن بود ای پدر
ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر
1111
زر از سنگ خارا برون آورند
که با دوستان و عزیزان خورند
1212
زر اندر کف مرد دنیاپرست
هنوز ای برادر به سنگ اندرست
1313
چو در زندگانی بدی با عیال
گرت مرگ خواهند، از ایشان منال
1414
چو چشمآرو آنگه خورند از تو سیر
که از بام پنجه گز افتی به زیر
1515
بخیل توانگر به دینار و سیم
طلسمی است بالای گنجی مقیم
1616
از آن سالها می‌بماند زرش
که لرزد طلسمی چنین بر سرش
1717
به سنگ اجل ناگهش بشکنند
به اسودگی گنج قسمت کنند
1818
پس از بردن و گرد کردن چو مور
بخور پیش از آن که‌ت خورد کرم گور
1919
سخنهای سعدی مثال است و پند
به کار آیدت گر شوی کار بند
2020
دریغ است از این روی برتافتن
کز این روی دولت توان یافتن
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز تاج مَلِک‌زاده‌ای در مناخ

شبی لعلی افتاد در سنگلاخ

سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 26 - حکایت

اگلی نظم

جوانی به دانگی کرم کرده بود

تمنای پیری بر آورده بود

سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 28 - حکایت

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00