صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب نهم در توبه و راه صواب
  4. »بخش 6 - حکایت

بخش 6 - حکایت

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
قضا زنده‌ای را رگ جان برید
دگر کس به مرگش گریبان درید
22
چنین گفت بیننده‌ای تیز هوش
چو فریاد و زاری رسیدش به گوش
33
ز دست شما مرده بر خویشتن
گرش دست بودی دریدی کفن
44
که چندین ز تیمار و دردم مپیچ
که روزی دو پیش از تو کردم بسیچ
55
فراموش کردی مگر مرگ خویش
که مرگ منت ناتوان کرد و ریش
66
محقق که بر مرده ریزد گلش
نه بر وی که بر خود بسوزد دلش
77
ز هجران طفلی که در خاک رفت
چه نالی؟ که پاک آمد و پاک رفت
88
تو پاک آمدی بر حذر باش و پاک
که ننگ است ناپاک رفتن به خاک
99
کنون باید این مرغ را پای بست
نه آنگه که سررشته بردت ز دست
1010
نشستی به جای دگر کس بسی
نشیند به جای تو دیگر کسی
1111
اگر پهلوانی و گر تیغزن
نخواهی به در بردن الا کفن
1212
خر وحش اگر بگسلاند کمند
چو در ریگ ماند شود پای بند
1313
تو را نیز چندان بود دست زور
که پایت نرفته‌ست در ریگ گور
1414
منه دل بر این سالخورده مکان
که گنبد نپاید بر او گردکان
1515
چو دی رفت و فردا نیامد به دست
حساب از همین یک نفس کن که هست
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شبی خوابم اندر بیابان فید

فرو بست پای دویدن به قید

سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 5 - حکایت در معنی ادراک پیش از فوت

اگلی نظم

فرو رفت جم را یکی نازنین

کفن کرد چون کرمش ابریشمین

سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 7 - حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00