سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 31 - حکایت زورآزمای تنگدستبخش 31 - حکایت زورآزمای تنگدستشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی مشت زن بخت و روزی نداشتنه اسباب شامش مهیا نه چاشت2نقل کریںز جور شکم گل کشیدی به پشتکه روزی محال است خوردن به مشت3نقل کریںمدام از پریشانی روزگاردلش حسرت آورد و تن سوگوار4نقل کریںگهش جنگ با عالم خیرهکشگه از بخت شوریده، رویش ترش5نقل کریںگه از دیدن عیش شیرین خلقفرو میشدی آب تلخش به حلق6نقل کریںگه از کار آشفته بگریستیکه کس دید از این تلختر زیستی؟7نقل کریںکسان شهد نوشند و مرغ و برهمرا روی نان مینبیند تره8نقل کریںگر انصاف پرسی نه نیکوست اینبرهنه من و گربه را پوستین9نقل کریںچه بودی که پایم در این کار گلبه گنجی فرو رفتی از کام دل!10نقل کریںمگر روزگاری هوس راندمیز خود گرد محنت بیفشاندمی11نقل کریںشنیدم که روزی زمین میشکافتعظام زنخدان پوسیده یافت12نقل کریںبه خاک اندرش عقد بگسیختهگهرهای دندان فرو ریخته13نقل کریںدهان بی زبان پند میگفت و رازکه ای خواجه با بینوایی بساز14نقل کریںنه این است حال دهن زیر گلشکر خورده انگار یا خون دل15نقل کریںغم از گردش روزگاران مدارکه بی ما بگردد بسی روزگار16نقل کریںهمان لحظه کاین خاطرش روی دادغم از خاطرش رخت یک سو نهاد17نقل کریںکه ای نفس بی رای و تدبیر و هشبکش بار تیمار و خود را مکش18نقل کریںاگر بندهای بار بر سر بردوگر سر به اوج فلک بر برد19نقل کریںدر آن دم که حالش دگرگون شودبه مرگ از سرش هر دو بیرون شود20نقل کریںغم و شادمانی نماند ولیکجزای عمل ماند و نام نیک21نقل کریںکرم پای دارد، نه دیهیم و تختبده کز تو این ماند ای نیکبخت22نقل کریںمکن تکیه بر ملک و جاه و حشمکه پیش از تو بودهست و بعد از تو هم23نقل کریںخداوند دولت غم دین خوردکه دنیا به هر حال میبگذرد24نقل کریںنخواهی که ملکت برآید بهمغم ملک و دین هر دو باید بهم25نقل کریںزرافشان، چو دنیا بخواهی گذاشتکه سعدی در افشاند اگر زر نداشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم که از نیکمردی فقیردل آزرده شد پادشاهی کبیرسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 30 - حکایت درویش صادق و پادشاه بیدادگراگلی نظمحکایت کنند از جفاگستریکه فرماندهی داشت بر کشوریسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 32 - حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیردآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشنیدم که از نیکمردی فقیردل آزرده شد پادشاهی کبیرسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 30 - حکایت درویش صادق و پادشاه بیدادگر
اگلی نظمحکایت کنند از جفاگستریکه فرماندهی داشت بر کشوریسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 32 - حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیرد