صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب چهارم در تواضع
  4. »بخش 16 - حکایت

بخش 16 - حکایت

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
به خشم از ملک بنده‌ای سربتافت
بفرمود جستن کسش در نیافت
22
چو بازآمد از راه خشم و ستیز
به شمشیر زن گفت خونش بریز
33
به خون تشنه جلاد نامهربان
برون کرد دشنه چو تشنه زبان
44
شنیدم که گفت از دل تنگ ریش
خدایا بحل کردمش خون خویش
55
که پیوسته در نعمت و ناز و نام
در اقبال او بوده‌ام دوستکام
66
مبادا که فردا به خون منش
بگیرند و خرم شود دشمنش
77
ملک را چو گفت وی آمد به گوش
دگر دیگ خشمش نیاورد جوش
88
بسی بر سرش داد و بر دیده بوس
خداوند رایت شد و طبل و کوس
99
به رفق از چنان سهمگن جایگاه
رسانید دهرش بدان پایگاه
1010
غرض زین حدیث آن که گفتار نرم
چو آب است بر آتش مرد گرم
1111
تواضع کن ای دوست با خصم تند
که نرمی کند تیغ برنده کند
1212
نبینی که در معرض تیغ و تیر
بپوشند خفتان صد تو حریر
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی در نجوم اندکی دست داشت

ولی از تکبر سری مست داشت

سعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 15 - حکایت در محرومی خویشتن بینان

اگلی نظم

ز ویرانهٔ عارفی ژنده پوش

یکی را نباح سگ آمد به گوش

سعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 17 - حکایت در معنی تواضع و نیازمندی

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00