صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب اول در عدل و تدبیر و رای
  4. »بخش 19 - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها

بخش 19 - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
نکوکار مردم نباشد بدش
نورزد کسی بد که نیک افتدش
22
شر انگیز هم بر سر شر شود
چو کژدم که با خانه کمتر شود
33
اگر نفع کس در نهاد تو نیست
چنین گوهر و سنگ خارا یکی است
44
غلط گفتم ای یار شایسته خوی
که نفع است در آهن و سنگ و روی
55
چنین آدمی مرده به ننگ را
که بر وی فضیلت بود سنگ را
66
نه هر آدمی زاده از دد به است
که دد ز آدمی زادهٔ بد به است
77
به است از دد انسان صاحب خرد
نه انسان که در مردم افتد چو دد
88
چو انسان نداند به جز خورد و خواب
کدامش فضیلت بود بر دواب؟
99
سوار نگون بخت بی راهرو
پیاده برد ز او به رفتن گرو
1010
کسی دانهٔ نیکمردی نکاشت
کز او خرمن کام دل برنداشت
1111
نه هرگز شنیدیم در عمر خویش
که بدمرد را نیکی آمد به پیش
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شنیدم که یک بار در حله‌ای

سخن گفت با عابدی کله‌ای

سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 18 - حکایت عابد و استخوان پوسیده

اگلی نظم

گزیری به چاهی در افتاده بود

که از هول او شیر نر ماده بود

سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 20 - حکایت شحنه مردم آزار

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00